يه خبری همين الان بهم رسيد که اميدوارم درست نباشه. گويا ياشار سه روزه که توی اعتصاب غذاست. به نظرم دروغ نمياد چون وقتهايی که سر اعتصاب گنجی با هم صحبت می‌کرديم، اين روش رو خيلی موثر می‌دونست. آدم سفت و کله شقی هم هست و بهش مياد از اين کارا بکنه.
من به عنوان يه دوست هيچ دلم نمی‌خواد ياشار (که همينطوريش هم مشکل گوارشی داره) کوچکترين آسيبی ببينه و اگه دستم بهش برسه از هر ابزاری واسه منصرف کردنش، استفاده می‌کنم ولی وقتی ياد اون روزها و لحظاتی میفتم که هر کدوممون می‌تونستيم با اندک هزينه‌ای، سر کوچکترين حقوقمون پافشاری کنيم ولی از خيرش گذشتيم، به اين فکر فرو میرم که اگه هيچ کس هزينه نده، پس بالاخره کی جلوی زورگويی وايمیسه؟ آيا فقط بايد چند تا آدم معدود، عوض بقيه تاوان بدن؟ آيا اين مقدار، کل هزينه‌ای است که تمام افراد يک مملکت بايد واسه آزادی و سعادت خودشون پرداخت کنند؟ مگه وسع يک نفر چقدره؟ و مهم‌تر از اون مگه سهم يک نفر از آزادی که ممکنه يک روز به دست بياد چقدره؟ آيا اون کسی که هزينه نداده، اين جمله به ظاهر منطقی و منصفانه رو قبول خواهد کرد که: هر کس بايد به اندازه هزينه‌ای که داده از آزادی بهره‌مند بشه؟ من که فکر نمی‌کنم! هنوزم که هنوزه بچه خنگ‌هايی که کنکور قبول نميشن ميگن: «سهميه خانواده شهدا و ... که واسه ما جا نگذاشت توی دانشگاه!» حالا جناب اینشتین ناکام، اين حرف رو در مورد کسی ميزنه که واسه رفاه و آرامش آقا (يا خانوم)جونش رو هزينه کرده. حساب کسی که فقط زندان رفته و اعتصاب غذا کرده و هنوز نفس ميکشه که ديگه مشخصه!
اما سوال مهم؛ به نظر شما آيا ياشار الآن داره فقط تاوان کارهای خودشو پس‌ميده؟ دونه دونه سکوت‌های خودتون در مقابل انواع تجاوزی که بهتون شده رو به ياد بيارين. به اين فکر کنيد که هر سکوت و عدم اعتراض، چقدر زياده‌خواهان و دشمنان آزادی رو گستاخ‌تر و جری‌تر کرده و به اين سوال جواب بدين که سهم هر کدوم از ما در گرسنگی و زندان کشيدن ياشار و هزينه‌ای که اون داره می‌پردازه چقدر بوده!؟ 

 

/ 9 نظر / 6 بازدید
پژمان

سهم امثال من و تو حرص خوردن و اعصاب خوردي . سهم بقيه واستادن و زل زدن و دنبال منافع خود بودنه .

شاهين

تا وقتی ملت ندونن آزادی ِ بيان و عقيده به چه درد می خوره ، واقعا می شه راه به جايی برد ؟ حرکت در حمايت از ياشار به صورت تک نفری که ممکن نيست ... جرم ياشار چيه ؟ ...

شاهين

شما بنده رو با لينکتون کلی خوشحال و سرافراز کرديد

roya

سلام من هم برای آزادی دوستای شما و همه ی اونهایی که تاوان بی عدالتی رو می پردازن دعا می کنم گرچه می دونم بعید که راه به جایی داشته باشه تا بوده همین بوده و تا هست همین است....

roya

سلام اين رو الان ديدم می دونم که تکه ای از متنی فديمی مربوط به اوايل انقلابه اما جز معدود واژه هاييه که با گذشت زمان واقعی موندن... خبرنگارخارجي مياد تهران ميره مسجد ميبينه همه صف ايستادن واسه غذا ، ميگه مگه اينجا نماز نميخونن؟ميگن نماز ميخواي برو دانشگاه تهران،ميگه پس دانشجوها کجان؟ميگن اگه منظورت روشنفکرا و دانشمنداس بروزندان اوين. ميگه مگه دزدا رو نميبرن زندان؟ميگن زکي،پس مملکت رو که اداره کنه؟ !!

roya

ا راستی من لينکگ شما رو اضافه کردم گرچه تا پايان امتحاناتم فعلا چيزی نمی نويسم....

انوش

دوست عزيز، با يه کم بازبينی در سرگذشت گروههای چریکی مبارز و تشکيلات دانشجويی آنها در قبل از انقلاب، به سادگی ميتوان به اين نتيجه ی تاسف بار رسيد که تا بوده همين بوده، يعنی صرف نظر از ارزش و اهميت کار بزرگی که دوستان در بند شما ( و من ) به انجام آن از جان خود مضایقه نکرده اند ، متاسفانه باید پذیرفت که در شرایط عدم آگاهی و بی هویتی این ملت، ملتی که هنوز تصور اجرا و اشاعه ی عدالت را از سیستمی توتالیتر و متحجر دارند( که فی نفسه و بدلیل گرایشات اعتقادی، با گسترش عدالت منافات دارد)، جز اين انتظاری نيست. سخن بسيار است ولی متاسفم از بازگويی اين حقيقت تلخ که نميدانم چرا با شنيدن و خواندن اخبار اينچنينی خودبخود به ياد قضیه ی گروه جنگل و سياهکل و دهقانان شمالی می افتم و به خودم ميگويم که تا بوده همين بوده....

عليرضا

سلام محسن جان ممنون از کامنتی که گذاشتی..ولی چه کنيم مگر با اینهمه زور و خشونت که تا به حال در تاريخمان نشان داده‌ايم به جايی رسيده‌ايم؟

مازيار صالحي

سلام فکر مي کنم بايد بين عدالت طلبي و روش آن تفاوت قايل شد. حتي پيشگامان عمل مسلحانه هم خودشان رو مثل اين برادر و خواهر هاي ما تو دست و پاي پليس و بگير و ببند نياندختند. شايد کمي بازنگري به راه طي شده فرصت تاريخي بزرگتري رو جلومون بگذاره.