گريز...


Lonelycherick.jpg

بگريز چريك. شتاب كن و روي برمگردان، حتي براي يك لمحه كه پشت سرت شعله‌هاي جهنم زبانه مي‌كشند.
بگريز از آنچه دوست مي‌داري. لذت بردن از آنچه براي انسان خلق شده بر تو حرام است. يادت نيست چرا ولي بدان كه تمام ميوه‌هاي شيرين براي تو ميوه ممنوعه‌اند و زير زبانت طعم آتش مي‌دهند. فراموش مكن كه مقصد گريز تو، آن ابرانساني است كه به تنهايي خدايي خواهد كرد.
با تمام توان بگريز. نيرويي لايزال در تو هست كه حتي تا آخرين لحظات عمر كوتاهت تو را به اين كار توانا سازد.
به ياد بياور زماني را كه اسير وسوسه ماندن شدي و بالهايت را هديه كردي... و تلخي عذاب جاودان حاصل از اين هبوط عظيم كه سوزناك‌ترين استغاثه‌ها نيز راه آن را نبست.بگريز چريك. ماندن كار تو نيست.
بگريزاز وسوسه آناني كه تو را به ماندن فرامي‌خوانند و بدان كه شادماني آنها از ماندن تو فقط جشني است كوتاه كه در آن، به زنجير كشيدنت را به عيش نشسته‌اند... و توي ساده‌دل در اين جشن چه باده‌هاي رنگين نوشيده‌اي و چه پايكوبي‌ها كرده‌اي اما آنگاه كه خمار باده از سرت پريد، فهميده‌اي كه آري، باز هم تنهايي، اما اين بار در قفس...
بگريز چريك، بگريز از آنچه دوست مي‌داري...
بگريز، اسلحه‌ را محكمتر در دستانت بفشار و چشمان خود را بازهم بيشتر بپوشان كه اگر ذره‌ اي استيصال در آنها بخوانند شادمان خواهند شد كه « عاقبت تنهايي، چريك را از پاي درآورد... »

/ 17 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
paradise

سلام .اميدوارم زودتر از اين حس تنهايی بيرون بيايی.موفق باشی و شاد

nima

رفيق چريک .... اشتباه چريکهای ما اين بود که مبارزه و زندگی را در تقابل هم می ديدند. بی آنکه بيانديشند که خود برای همين زندگی مبارزه می کنند!!!

ايرج

تحليل شاهرخ خيلی عالی بود! ... جدی ميگم! ... اما منم ميخوام يه چيزی بگم، يه توصيه برادرانه که به خودمم زياد گوشزد ميکنم ... اينجا که هيچی! مينويسی که بقيه بخونن! ... تو خلوتت، با خودت، روراست باش!

1000pa

ايستاده ميميرند و حسرت اه گفتن را بر دل خصم ميگذارند اما عزيز دل دنيا عوض شده نوع تخاصمات هم عوض شده ؛ مشکلات پيرامون مدام رنگ ميبازند و جايشان را با هم عوض ميکنند.امروز هر ادمی که بخواهد سالم زندگی کند يک چريک است.چريکهايی مثل تو !! که مايه افتخار و سرمشقی برای ديگرانند. درگذشت مسلم را هم تسليت عرض ميکنم.

nirvana

آه ای چريک که خوش ميروی به ناز ! بقيه اش را خودت بخوان مگه حافظ نداری !!!!؟

داستان‌گو

آ‹ي بگريز/ كه گريختن راه است/... و همه مي‌دانند كه فقط تنهايي‌ست كه چريك را ..../.

اميد

امان از هر چي لنگره! امان از هر چي زنجيره! امان از هر چي رنگ تعلقه! ولي حس مي كنم نزديك سنگراشونيم كم مونده كه بادبانا رو هوا كنيم و لنگرا رو بكشيم! به اميد اون روز ....

پانته آ

سلام چريک....من برداشتتون رو از اون نقاشی متوجه شدم،جالبه.......خيلی ممنون.