من کلا يک ظن بسيار متقن نسبت به نسبت نداشتن ما ايرانی‌ها با اخلاق دارم ولی هميشه از اين بابت خيالم راحت بوده که در کنار اين بی‌اخلاقی، آدم‌های ترسويی هم هستيم و عمدتا جرات بی‌اخلاقی‌های بزرگ و سنگين نداريم. اما امروز يه صحنه ديدم و فهميدم که نه! گويا جسارتمون هم رفته بالا...
حدود ۶ بعد از ظهر بود که از بيرون شرکت صدای جيغ و داد هراسون دو تا خانم رو شنيدم. فکر کردم يا يه زن و شوهری دعواشون شده يا آقا دزده کيف خانومها رو زده يا... کلا جدی نگرفتم. از پنجره نگاه کردم و ديدم ملت جمع شد‌ه‌اند و اون دو تا خانوم دارند دور خودشون می‌چرخند و جيغ می‌زنند. ديگه با اين جنگ اعصابی که مردم به طور روزمره باهاش درگيرند، اين رفتارهای هيستيريک واسم عادی شده. توجه نکردم و رفتم سر کارم.
از شرکت اومدم بيرون که برم خونه دم در از سرايدار شرکت که اونم جزو تماشاچی‌ها بود پرسيدم: « چی شده آقای عظيمی؟»
گفت:« دو تا پسر جوون از يه زانتيا پياده شدند و می‌خواستند به زور يکی از خانم‌ها رو جلوی شوهرش سوار ماشين کنند و ببرند، شوهره رو هم گرفتند يه فص کتک مفصل زدند ولی در نهايت موفق نشدند و فلنگو بستند... »
يهو فکر نکنيد شرکت ما وسط بيابون يا جنگله‌ها... عدل وسط خيابون آپادانا و در مرکز ام‌القرای جهان اسلامه، ۵۰ متر بيشتر هم با کلانتری فاصله نداره!
نتيجه اخلاقی: حالا گور بابای امنيت... ای گه بگيرم به مسلمونی اين ملت! 

 

/ 6 نظر / 10 بازدید
a2sa

اين ديگه جدی جديد بود . مرسی محسن

a2sa

من فدای اون اخلاق ، من فدای اين ملت ، من فدای اون حرفا و کتابای قشنگ قشنگ .! اندکی صبر سحر نزديک است ؟؟

جاويدان

رفيق پس چی فکر کردی امنیت در تعریف یعنی گرفتن و زندانی کردن روشنفکران و فعالین سیاسی است چون اینا مضر امنیت ملی هستند ولی در ملا عام لات بازی و لمپن بازی نمونه بارز دموکراسی جمهوری اسلامی است راستی منتظر صحنه های زشت از این نیز باشید رفیق چریک من در ضمن به من چرا سر نمیزنی؟؟؟

نسیم

چه وحشتناک! مغزم سوت کشيد. آدم ديگه از در و ديوار هم بايد بترسه.

شاهين

وقتی در ميدان «حضرت ولی عصر عج» منجی ِ عالم بشريت ، توی ِ گوشت می خونن به فروش ِ « فيلم ِ سکس سيزده ساله ها » ...

http://magiran.com/npview.asp?ID=1073881