تحريم... نه!

   تحريم انتخابات بسيار مفيد است ولی کافی نيست و فقط يکی از قطعات پازل نافرمانی‌مدنی‌ برای استقرار دموکراسی می‌باشد. آيا حاضريم به خاطر دموکراسی و حقوق شهروندی خويش، هزينه انجام اقسام ديگر مقاومت مدنی را به جان بخريم؟ کارهايی مانند تعطيلی کلاسهای درس دانشگاه، حاضر نشدن در محل‌های کار خصوصا در سيستمهای استراتژيک مانند سيستم حمل و نقل، شرکت نفت و...،فرار از پادگانها و عدم تمکين به دستورات خشونت‌آميز فرماندهان نظامی، تحصن‌های آرام، طولانی و پرجمعيت، بدون ترس از کتک‌خوردن و بازداشت، اعتصاب غذا تا حد مرگ و... 

   تجربه نشان‌داده که ما حاضر به پرداخت اين قبيل هزينه‌ها و اصلا اهل يک حرکت همگانی و خودجوش اين‌چنينی نبوده‌ايم، آن هم برای دموکراسی! ما حتی حاضر به تحريم همگانی دلالان ميوه و نخريدن گوجه فرنگی ۳۰۰۰ تومانی  نيستيم!

   تحريم انتخابات موثر است ولی به شرطی که اکثريت همراه باشند و در نهايت، منجر به مشارکتی کمتر از ۴۰٪ شود نه زمانی که به واسطه تبليغات گسترده هاشمی و بيت‌رهبری، مشارکت به حدود ۶۰٪ رسيده است. درصدی که در دموکرات‌ترين کشورهای جهان نيز بی‌نظير است و قرار است به واسطه ناآگاهی و کم‌حافظگی مردم، از دل آن افرادی کاملا غير دموکراتيک مانند هاشمی و قاليباف بيرون بيايند و به طور کاملا محکمه‌پسند، اين مشارکت را به نام رای به نظام مصادره‌کنند.   

   تحريم انتخابات کارساز است ولی زمانی که از جانب اپوزيسيون قانونی يا غيرقانونی، به صورت تشکيلاتی، منسجم و گسترده و در خدمت قدم‌های بعدی صورت‌گيرد نه زمانی که اکثريت قريب به اتفاق نيروهای ناراضی و مخالف داخل و حتی بعضا خارج از کشور ( حزب توده )، يک‌صدا برای تشکيل جبهه‌ فراگير‌ دموکراسی‌خواهی و حقوق‌بشر، پا به عرصه انتخابات نهاده‌اند و فقط رای ملت است که می‌تواند اين پتانسيل رو به هم‌افزايی را به حرکتی پرقدرت در راه نيل به دموکراسی تبديل کند.

   تحريم يک راهکار قدرتمند مدنی است ولی تصور از بين رفتن مشروعيت جمهوری‌اسلامی در عرصه بين‌المللی به واسطه عدم مشارکت در انتخاباتی که در بدترين حالت ( مجلس هفتم ) ۵۱٪ شرکت‌کننده دارد و همچنين اميد به تحت فشار‌قرارگرفتن از جانب نهادهای بين‌المللی و کشورهای غربی برای حکومتی که بی‌هيچ وابستگی مالياتی به شهروندان، نفت را بشکه‌ای ۵۴ دلار می‌فروشد، فقط خوش‌خيالی است. در شرايط فعلی، گويا دوشيدن حکومت ايران و گرفتن امتيازهای رنگارنگ، برای آنها بسيار اشتها برانگيزتر است تا استقرار يک حکومت ملی و دموکراتيک... يادتان باشد که فقط چند روز بعد از رد صلاحيت گسترده نامزدهای رياست‌جمهوری در ايران، جرج‌بوش با فروش قطعات يدکی هواپيما به ايران موافقت کرد و چند قدم جلوتر از دوستان اروپايی، رسما اعلام‌کرد که با غنی‌سازی اورانيوم با درصد پايين توسط ايران مخالفتی ندارد!

   جدا از همه اين قضايا، دکتر معين و دوستانش، شعارهايی مطرح کرده‌اند که در طول تاريخ جمهوری‌اسلامی بی‌سابقه است. مطمئن باشيد، هيچ انسانی که در سلامت عقلی بسر برد، نمی‌تواند رای به شعارهای جبهه دموکراسی‌خواهی و حقوق‌بشر را تفسير به رای به نظام و ولايت فقيه نمايد!  

  

/ 6 نظر / 12 بازدید
كوروش

دوست عزیزم ؛ من آدمی سکولار هستم و طرفدار آزادی های فردی با وجود این میخوام اینو بگم که اگه فکر میکنی که اگه هاشمی بیاد ؛ آزادی زیاد میشه و همچنین اقتصاد شكوفا ؛ به من بگو که ما که همه این چیز ها رو زمان شاه داشتیم حتی بهتر وبیشتر ...پس ثمره انقلاب اين اشخاص چه بود؟ خواهش میکنم نذار بخاطر رسیدن به قدرت ؛ بخوان هرجوری که میخوان با ما رفتار کنن ؛ دقیقا مثل گوسفند... افسوس.

احمد

سلام محسن جون، وقتی نوشته های تو رو می خونم، جیگرم خنک میشه. اون بی شرف هایی که دوست دارن تو رو تو زندان ببینن، سالهاست که کشورشون رو به آمریکا فروخته اند و حالا به همه میگن: وطن فروش! همیشه خوش و سلامت باشی، حسین هم اومده، بهت سلام می رسونه، ولی دوباره رفته! خدانگهدار.

amir

سلام کيشی! ۱. الف مردی فاسد است. ۲. آنها اين را ميدانند ۳. آنها مشکل دارند ۴.آنها فهیم هستند ۵. آنها فکر ميکنند دليل اصلی مشکل فساد است ۶. آنها به الف رای ميدهند. اينجا ايران است.

ashi

فعلا که بد بخت شديم رفت پی کارش!!

نسيم

فقط عزم را جزم کنيم واسه عدم موفقيت اين يکی در انتخابات ۳/تير.