يادش بخير زمستون سال ۷۶، سال اول رياست‌جمهوری خاتمی بود، تازه روزنامه جامعه دراومده بود. منم يه بچه سوم دبيرستانی...
 برف خدا بی‌حساب می‌باريد. مردم می‌گفتند: بعد اين چند سال بی‌بارون و برف بالاخره خدا به خاطر گل روی خاتمی در رحمتشو باز کرد به روی اين مملکت.اما امسال...
نمی‌دونم همون مردم، بی‌برکتی امسال رو هم تفسير می‌کنند يا نه؟ زيادم دلم نمی‌خواد بدونم. فقط واقعا گريه‌ام می‌گيره وقتی می‌بينم هر روز زندگيم رو با حسرت روز قبل شروع ميکنم. سال به سال دريغ از پارسال...

/ 5 نظر / 3 بازدید
آرش

سلام واقعا همین جوره که میگی.ولی برکت خدا به این چیزا نیست.برکت رو از ما نگیرن نمیخوایم برامون برکت بیارن.به ما سر بزن خوشحال میشیم.

matata

سلام راست ميگين چه روزايی بود.... يادش بخير.حالا شما افسرده نباشيد!

ایمان

خاتمی کجا و احمدی‌نژاد کجا... چی بود چی شد!

کلاغ سیاه

در پگاهي سرد بي هيچ گرمايي از خون توفنده در گوشه اي از رخوت و درد وداع آخر را بگويم دوستت دارم وقتي صداي رساي تو را چونان ضربان حيات قلب خود ميشنوم من جنگيدم! در سالروز تولد مسيح هرسال و سالها رقص خون به پا کردم تنم را چون زورقي بر شط سرخ به دريا فرستادم تا در دهانش روزي مرغ آزادي را ببينم تو از پنجره خانه ات من از پشت ميله ها به اشتراک آسمان،به رخوت قرنها به جولانگاه مرغان دريا به همراه ديرينمان......... به ماه نگاه کن