علاقه به عزاداری ومراسم پرسه، ذاتی ما ایرانی‌هاست و مسلمون و غیر مسلمون و عوام و خواص نمی‌شناسه. امروز هم با توقیف شرق، دوباره یه بهانه جدید واسه عزاداری به دست روشنفکرها افتاد تا لباس سیاه که مدتیه برای در دسترس بودن از جامه‌دان به رخت‌آویز منتقل شده رو بپوشند و بعد از گریه و زاری و افسوس بر این جوان ناکام و گذشته بی‌بازگشت، آخرش هم لعنتی به تاریکی بفرستند. دوباره داد و بیداد به آسمون بلندشده که « این عمل هیات نظارت غیرقانونی بوده و... » یک نفر نیست بگه انگار قراره به قانون هم استناد بشه و این دفعه اوله! 
به زعم من این حرفها نشون میده نیروهای تحول‌خواه ما هنوز مختصات جامعه استبداد زده ایران رو نمی‌شناسند و هنوز نمی‌دونند سر چی دعوا دارند. دعوای دموکرات با دیکتاتور دقیقا سر همین مفهوم التزام به قانونه. اصلا فلسفه قانون اینه که مردم بتونند قاعده بازی با حکومت رو بدونند و رفتارهاش رو پیش‌بینی کنند. یعنی با قانون افساری بزنند به دهان اسب سرکش قدرت. حالا این قانون می‌تونه خوب باشه یا بد ولی مهم‌تر از خوبی و بدیش، عمل کردن و پایبندی به اونه.
 ما ملتی شاعر و رومانتیک و احساساتی هستیم و از اونجا که «تره به تخمش میره و حسنی به باباش» نیروهای ضد استبدادمون هم هیچ وقت از این رومانتیسم بی‌بهره نبوده‌اند و همون‌طور که بعضا با دو تا شعر و آهنگ و مقاله حاضرند جان فدای آزادی کنند، به همون سرعت هم جو زده شده و سر تقسیم غنائم به جون هم می‌افتند. غافل از این که برنده درگیری بین نیروهای معتقد به دموکراسی با هم (که پایگاه طبقاتی مستحکمی هم در جامعه ندارند) فقط و فقط استبدادیه که هزاران سال حق آب و گل در این سرزمین داره.
حالا هی دعوا کنیم سر لیبرالیسم و سوسیالیسم یا مشروطه‌خواهی و جمهوری‌خواهی و یا اینکه قانون اساسی ظرفیت دموکراسی داره یا نداره. ما در کنار هم برای تقید قدرت به همین قانون ولو نیم‌بند بجنگیم و اون رو جا بندازیم، باقیش که چه طرز فکری بیاد سر کار در روال منطقی خودش مشخص خواهد شد فقط این بار دیگه تفکر حاکم، توان به هم زدن قاعده بازی رو نداره و نمی‌تونه زنجیر پاره کنه.
هنوز فحش‌هایی که به بچه‌های شرق به‌خاطر محافظه‌کاریشون داده می‌شد یادمون نرفته یا کمی دورتر شکاف آخر دوره خاتمی بین نیروهای آزادیخواه یا دعوای حزب توده و جبهه ملی در دهه ۳۰ و... برنده این جنگ و جدل‌ها و همینطور قربانیانشون رو به یاد بیارین... انصاف بدین که آیا در تمام این بزنگاه‌ها، طرف دعوا رو درست انتخاب کرده‌بودیم؟ افسوس که اولویت‌شناسی در بین ما هنر کمیابیه.
وادار کردن استبداد به پایبندی به قانون، حبل‌المتین نیروهای دموکرات چه در دوران مبارزه و چه در جامعه آرمانی دموکراتیکه و تا قبل از استقرار قانون، هر دعوایی جز این که بر پایه ذهنیت‌ها و خیالپردازی‌های ایده‌آلیستی انجام بگیره دعوایی انحرافی و فرسایشی خواهدبود. اگر هم بخواهیم بنا به سنت ۱۰۰ ساله باز هم نسبت به تجدیدی در این درس بی‌توجه باشیم، هر روز باید با یک اتفاق ناگوار جدید، دوباره رخت عزا رو بیرون بکشیم و شروع کنیم به عزاداری برای فرصت‌های از دست رفته و غر زدن و فحش دادن که به جز زخم معده و بواسیر هیچ حاصل دیگه‌ای نداره! 

/ 8 نظر / 3 بازدید
شيرين

"عقل" مظلومِ همیشگی دیار ماست. آن هم مظلومیتی تاریخی! شاعر و ادیب و حاکم و والی "امتناع تفکر" و تعقل را تبلیغ کرده اند که: زین خرد جاهل همی باید شدن دست در دیوانگی باید زدن حال ماییم و میراثی تاریخی بردوش... سنگین است...

جاويدان

سلام رفيق چريک عزيز درسته شرق توقيف شد و حرفهای شما هم حقه ولی ديگه من از چه کرديم ها خسته شدهام بايد به فکر چه بايد کرد ها بود . راستی من چند روز بود گرفتار بودم چرا حالی از ما نمیپرسی با ای ول

آرتميس

سلام سيد.خيلی مخلصيم.اصلا منورتيم.سر بهمون بزنی سنگرمون رو روشن کردی.فقط حواست باشه بچه های اطلاعات عمليات رو لو ندی ها.ما اسم مستعار داريم آخه اخوی.

احمد

سلام. به به. به به. به به. اول اينکه چه عجب لطف کردين و آپ فرمودين. دوم اينکه حرف دل ما رو زدی. بابا منم منظورم همين بود که اين ايمان يهو بد برداشت کرد و رفت يه صفحه عليه ما نوشت. هر کی نشناسه فکر می کنه من جزو تحريمی های انتخابات بودم و تو عمرم تو تجمعات شرکت نکردم و ... سوم اينکه هی گفتم اينقدر به هاشمی فحش نديم. البته خودم هم مقصرم. حالا هاشمی که آخرين اميدمون بود، روزنامشو بستن. آخر اينكه من دارم ميام.

رويا

از اين فضا بيا بيرون نگاهکی هم به پست آخر من بندازی بد نيست کمی حرف داره!!

نرجس

سلام دوست عزيز مطالب مفيدی نوشتی خوشهال می شم اسمنونم رو نگاه کنی

آرمان (۲)

كاسترو كه به دليل ضعف و بيماري امكان تحرك زيادي ندارد، در استقبال از رئيس جمهور كشورمان از بستر خود برخواست و تلاش كرد تا ايستاده از احمدي نژاد استقبال كند و پس از آن كه رئيس جمهور كشورمان را كه به تنهايي به ملاقات او رفته بود در آغوش كشيد بر صندلي چرخدار خود نشست و صميمانه از انقلاب اسلامي، مواضع اصولي احمدي نژاد و حركت ضد استعماري ايران تقدير و ستايش كرد. فيدل كاسترو رهبر كوبا نيز در اين ملاقات با تمجيد از شخصيت احمدي نژاد گفت: شجاعت شما در اتخاذ مواضع حق طلبانه و مستقل در موضوعات جهاني، نشان دهنده ادامه راه پر قدرت حركت انقلاب اسلامي است.

آرمان (۱)

http://www.zendani.blogfa.com/8505.aspx فیدل عزیز، اکنون برای تو می نویسم و به تو فکر می کنم. از تو شرم می کنم - از تو می خواهم مرا ببخشی.ما را ببخشی. از اینکه جایی زندگی می کنم که جوانانش به تو پوزخند می زنند شرم می کنم. از اینکه جایی زندگی می کنم که "رائول" را نمی شناسند..از اینکه "آبل سانتاماریا"،"فرانک پایس"،"کامیلو"و "تانیا" را نمیشناسند از تو شرم میکنم. اینکه اینجا "سوپر روشنفکر ها" فقط زر می زنند..."شوونیست ها"خود را "میهن پرست" می دانند.."لیبرال ها" خود را "آزادیخواه" می نامند..از تو شرم می کنم. از اینکه برای تو گریستم شرم نمی کنم. نه،شرم نمی کنم.می دانم ارزش "انتر ناسیونالیسم "شما چیست. فرمانده عزیز، ناگفته ها بسیارند، تو سرود خود را از سر خواهی گرفت و ما نیز زندگی خود را به تو خواهیم داد. --------------------------------------------------------------------------------------------- رهبر كوبا در ديدار احمدي نژاد تصريح كرد: شجاعت شما در اتخاذ مواضع حق طلبانه و مستقل در موضوعات جهاني نشان دهنده ادامه راه پر قدرت حركت انقلاب اسلامي است.